مقدار منابع ذهنی مورد نیاز برای درک و تعامل با یک رابط کاربری.

بار شناختی یک مفهوم روانشناسی است که به طور نزدیک با قانون میلر مرتبط است.

نکات

  1. هنگامی که مقدار اطلاعات ورودی از فضای موجود بیشتر می‌شود، ذهن ما در انجام وظایف مشکل پیدا می‌کند، جزئیات را از دست می‌دهیم و احساس خستگی می‌کنیم.
  2. بار شناختی ذاتی به تلاش لازم برای حمل اطلاعات مرتبط با هدف کاربر، جذب اطلاعات جدید و پیگیری اهداف اشاره دارد.
  3. بار شناختی اضافی به پردازش ذهنی که منابع را مصرف می‌کند ولی به درک کاربران از محتوای رابط کاربری کمک نمی‌کند (مثلاً عناصر طراحی مزاحم یا غیرضروری) اشاره دارد.

خاستگاه

نظریه بار شناختی در اواخر دهه ۱۹۸۰ توسط جان سویلر از یک مطالعه درباره حل مسئله توسعه یافت و در بسیاری از جنبه‌ها گسترشی بر نظریه‌های پردازش اطلاعات جورج میلر بود. سویلر استدلال کرد که طراحی آموزشی می‌تواند برای کاهش بار شناختی در یادگیرندگان استفاده شود که این نظریه در انتشار مقاله‌اش در سال ۱۹۸۸ با عنوان “نظریه بار شناختی، سختی یادگیری و طراحی آموزشی” به اوج خود رسید. پژوهشگران بعداً روشی برای اندازه‌گیری تلاش ذهنی ادراک شده که نشان دهنده بار شناختی است، توسعه دادند.

منبع

مطالعه بیشتر

به انگلیسی